|
اینجانب در خردادماه سال 1344 در شهر اصفهان متولد شدم.
پدرم دبیر ادبیات و یک نویسنده بود. بزرگترین سرمایه های او کتابخانه های
شخصی اش بودند و من از کودکی زینت هر اتاق از منزل پدریم را کتابهای آن
میدیدم. در طول دورانهای دبستان، راهنمایی و دبیرستان همیشه شاگرد ممتاز و
مورد لطف و مهر معلمان عزیزم بودم. در دبیرستان به سه رشته عشق میورزیدم که
فیزیک، شیمی و ریاضیات بودند. در همان دوران در اتاق خودم آزمایشگاه کوچکی
درست کرده بودم و اوقات فراغتم را با آزمایشات فیزیک و شیمی میگذراندم.
یکروز که با مخلوط کردن نیترات پتاسیم، کربن و گوگرد باروت درست کرده بودم
قسمتی از اتاقم دچار حریق شد ولی خوشبختانه بسرعت مهار گردید. بسیاری از
مطالبی که بدنبال یافتن آنها بوده ام از همان دوران دبیرستان در ذهن من
سوال برانگیز بودند. مثلا اینکه آیا میتوان با منجمد کردن یک محیط گذر زمان
را در آن محیط متوقف کرد؟ یا چگونه میتوان بین کمیتهایی در ابعاد مختلف
میانگین گرفت (مبحث رگرسیون)؟ از خاطرات دوران دبیرستانم این که یکبار از
درس فیزیک نمره 23 گرفتم! زیرا دبیر فیزیک در کلاس سوالاتی را مطرح میکرد و
هربار میگفت: هر کس به این سوال پاسخ دهد به نمره امتحان وی یک نمره اضافه
میکنم. از این راه من سه امتیاز کسب کردم. اما در امتحان فیزیک نیز نمره 20
گرفتم و وقتی در کارنامه ام نمره 20 ثبت شد به دبیر فیزیک اعتراض کردم که
چرا حق من پایمال گردیده است! در سال 1362 با معدل کل 19.17 دیپلم تجربی
گرفتم و در اصفهان نفر اول دیپلم تجربی شدم. در همان سال رتبه 13 کنکور
سراسری را کسب کردم و در اولین رشته انتخابی ام که پزشکی دانشگاه علوم
پزشکی اصفهان بود شروع به تحصیل نمودم. البته از علاقه ام به فیزیک، شیمی و
ریاضیات هیچگاه کاسته نشد و حرف یکی از اساتید دانشکده پزشکی یعنی استاد
عباس ادیب همیشه آویزه گوشم بود که میگفت: شما سعی کنید حکیم باشید نه
طبیب. یک طبیب فقط از علم طب آگاه است ولی یک حکیم از همه علوم زمان خود.
بنابراین من هم همیشه در گوشه کتابخانه های دانشکده های مختلف مشغول مطالعه
و یافتن پاسخهای سوالاتم بودم. یکی از سوالات من هم این بود که معادله و
فرمول زیبایی چیست؟ مثلا چرا قرار گرفتن فرکانسهای صوتی مشخص بدنبال یکدیگر
باعث ایجاد یک آهنگ زیبا میشود؟ و مطالعات زیاد در این باره به من کمک کرد
تا فن آهنگسازی را فراگیرم و آهنگهای متعددی تصنیف کنم که نمونه موجود در
صفحه بعد تم اول یکی از آنهاست. سبکهای من در تصنیف باروک و کلاسیک هستند.
در سال 1369 من دکترای عمومی خود را در طب اخذ کردم و از آنجایی که اولا
فردی تقریبا انزوا طلب و ثانیا علاقمند به علوم پایه یعنی فیزیک و شیمی
بودم تحصیلات تخصصی در رشته پاتولوژی را آغاز نمودم. پس از طی 4 سال در دو
رشته یعنی پاتولوژی تشریحی و پاتولوژی بالینی موفق به اخذ دانشنامه تخصصی
شدم. از سال 1375 تاکنون نیز بعنوان پاتولوژیست و مسئول فنی آزمایشگاههای
تخصصی مختلف مشغول بکار میباشم. قسمتی از درآمدم را به کارهای تحقیقاتی در
زمینه علوم مختلف اختصاص داده ام و اولین اختراعی که به ثبت رسانده ام
دستگاه تولید قوس یونی و پروتونی میباشد. از سایر نوآوریهای من ابداع فرمول
گرایش خطی نوین و گرایش چندگانه نوین میباشد که بسیار ساده تر و دقیقتر از
فرمولهای مشابه کلاسیک در علم آمار هستند و در پی ثبت این فرمولها از طریق
ارائه آنها در نرم افزارهایی بوده ام.
و بالاخره
مطلب را با سخنی از خواجه عبداله انصاری به پایان میبرم:
علم بر سر تاج است و مال بر گردن غل. |